<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خط قرمز ( مرز شروع حقيقت ) - امين اميني</title>
<link>http://redline.blogfa.com/</link>
<description>از هر دری سخنی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Dec 2009 15:18:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>در ماتم نعمت</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حال اين روزهاي ما بد نبود كه شنيدن خبر درگذشتت بهت زده مان كرد. چند وقتي ميشد كه مدام اين طرف و آن طرف به سراغ سايتها يا شبكه هاي خبري رفته به اميد شنیدن سخني از تو و گرفتن حكم و اعلام موضعي. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;شايد ديگر از زبان خودت شنيدن را بايد با خود به گور برد، اما ميراثي كه از خود برجاي گذاشتي نامت را و يادت را تا ابد در ياد و زبان ديگران ماندگار كرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مانند هميشه مانده ام  در حكمت حضرت حق. مي توانست در هنگامي كه دوران حصر را ميگذراني و كسي يادي از تو و خاطري از تو نمي پرسید، آرام و بيصدا رهسپار ديار باقي ات كند. بايد مي ماندي تا دوران حصر برچيده ميگشت تا ببيني آنكه كه در حصر است منم يا تو. بايد نداي آزادي و آزادي خواهي كه سالها در تفسير نهج البلاغه ات يادمان دادي را با صداي خودمان در كوچه و خيابان اين شهر بلند بلند ميشنيدي. بايد مي ماندي كه تمام نهيب ها، اندرزها، دلمشغولي ها و نگراني هايت را همه نه باور كه از نزديك ببينيم و لمس كنيم. عزيز آمدي و با افتخار كنار كشيدي و باشكوه ما را براي هميشه ترك كردي. اين تويي كه آزادي. اما خوب به حال و روز ما نگاه كن كه همچنان در حصريم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;راستش را بخواهي دلم بسيار براي صدايت تنگ ميشود. بهار 8۰  وقتي در حصر نتوانستم به ديدارت نايل شوم، در خانه مجاور (خانه احمد) پشت آيفون چقدر توصيه ام كردي به خواندن سوره بقره مخصوص، آيات صفات مؤمنين و منافقين. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;يادت جاودانه: آيت الله العظمي حسينعلي منتظري&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.upic.ir/images/66843414731689081877.jpg&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 331px; HEIGHT: 517px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.upic.ir/images/66843414731689081877.jpg&quot; width=331 height=524&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 15:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حال اين روزها ...</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;روزهاي حساسي را سپري ميكنيم. شايد براي آيندگان وقتي از روزهاي اخير حرف ميزنيم هيجاني شده و از اينكه ما هم فرصت حضور و لمس از نزديكش را داشتيم به خود غره شويم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مرور آنچه كه  قبل و بعد از انتخابات رخ داد شايد خالي از لطف نباشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;رويداد پس از انتخابات، بي شك از ذهن همه عاملين و آمرين آن فرسنگها فاصله داشت. به خيالشان كار مملكت را يكسره كرده و دوامشان را ابدي نمودند.  همانها كه منشأ حكومت را انتصاب ائمه (عليهم السلام) ميدانستند پس براي حفظ و بقايش از كشتن و زدن غافل نشدند و با شكستن و خرد كردن تقرب الهي جستند. به فكرشان كه هر عملي و لو بدترين و شنيع ترينش براي نگاه داشتن عده اي، نه تنها ناصواب نبوده كه مستوجب ثواب نيز هست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بعد از قائله 18 تير خيلي هاشان بادي به غبغب انداخته، جلسه ها گذاشتند كه آري اينگونه كرديم كه اينطور شد. تمام آنها را هم كه به خيابان ريختند مشتي جوان سوسول و عامل بيگانه ناميدند كه اگر CD آهنگش را از او ميگرفتي گويي جان از بدنش ستانده اي. اما چه دير پي بردند كه همان جوانان وقتي پاي عزت و شرافتشان به ميان بيايد چنان سينه سپر مي كنند كه كشته و دستگير شدن عده زيادشان خللي در سد پولادينشان ايجاد نميكند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;امروز اما همه آن استقامت ها، پيگيري ها، نامه نگاريها و عجز و انابه ها به درگاه خداوندي به بار نشست. چه كسي فكر ميكرد در جمع همه آن كشته شده و شكنجه شدگان در بازداشتگاهها و زندانهاي غيرقانوني كه همه شان را ارازل و اوباش مي ناميدند و مواجب بگیران هدایت کنندگان خارجی، پسر فردي باشد كه ديگر از او براي برپايي مراسم خاكسپاري يا مراسم سوگواري تعهدي نمي توان گرفت؟ چه كسي فكر ميكرد رئيس سازماني كه سيماي تحت مديريتش از هيچ افترايي به شركت كنندگان در اعتراضات قانوني، فروگذاري نكرده بود اولين فردي باشد كه به همین پدر تسليت گويد و حاضر شود تا در محلي كه مدام دروغ به سراسر ايران مخابره ميكند برايش مجلس ترحيم برپا دارد؟ كسي فكرش را هم ميكرد كه روزي بتوان راحت وحشي ترين شكنجه ها  در بازداشتگاههاي غيرقانوني، كه ابوغريب و گوآنتانامو پيش آنها بهشتند، را برشمرد و فرياد زد؟ فكرش را هم نمي توان كرد كه همه دستگاههاي نظارتي اعمال اتفاق افتاده را تأييد كردند و گزارشش را براي مقام رهبري نوشتند كه سرانجام دستور بستن يكي از آن بازداشتگاهاي مخوف صادر گريد. حتي اگر &quot;رادان&quot; راست راست در خيابانها جولان بدهد و اتفاقي برايش نيافتد به اين حكومت خرده اي نيست. مگر بر سر همقطاران رادان، نظير نقدي و زارعي چه آمد؟ دل خوش به آنيم كه حداقل چند صباحي از شنيدن اعمال خلاف حقوق بشر در اينور و آنطرف خبري نيست كه خلافش پر رويي مي طلبد و گستاخي بي حد و حصر. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;چه كسي چنين اجماع جهاني، عليه آنچه كه در ايران ميگذشت را در ذهن مي پروراند؟ چه كسي فكر ميكرد كه بتوان روزي وزارت اطلاعات عليه خودسري  هاي اطلاعات ناجا و سپاه بشورد و همه گان از ضرورت خلع سلاح سازمان بسيج ماجراجوي امروزي، داد و فرياد كنند؟  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;براي آنهمه اتفاق مثبت حاصل از حضور، چند دولت اصلاح طلب بايد مي آمد و مي رفت؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;كسي هست كه فكر مي كرد فرزند خلف، كه نظراتش به فكر و انديشه پدر نزديك تر بود طغيان كند، فرمان حكومتي را ناديده انگارد، منتقدان را بركنار يا وادار به استعفا كند و نقاب بركند و ماهيت اصلي خويش را نشان دهد؟ فرزندي كه آمده بود تا خاكريز خود را در پيشاني جبهه دفاع از ولايت احداث كند، سر لوله تفنگ را به پشت جبهه برگرداند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;همه آنچه كه رخ داد در سايه يك چيز بود، دوام وبقايش هم در گرو همين است: لطف و عنايت حضرت حق در عمل به وعده لايتغيرش كه: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;بى‏ترديد خداوند سرنوشت قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنها حال خود را تغيير دهند و آنچه را در خودشان است دگرگون سازند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;*امین امینی*&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 04:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به غمزه مساله آموز صد مدرس شد</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بد نیست نگاهی به نامه آقای &lt;U&gt;دکتر&lt;/U&gt; احمدی نژاد خطاب به آقای رحیم مشایی بیاندازیم. ایشان در پی حکم جدید ابلاغی از سوی رییس جمهور به سمت «مشاور و رییس دفتر رییس‌جمهوری» منصوب شدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;و اما متن حکم: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;برادر گرامی جناب آقای مهندس اسفندیار رحیم مشایی&lt;BR&gt;سلام علیکم&lt;BR&gt;انقلاب اسلامی استمرار راه رسول گرامی اسلام(ص) و فرزندان برومندش، ائمه طاهرین(ع) و خط سرخ ولایت است. انقلابی بودن، یعنی داشتن آمادگی ایثار جان و مال و در اوج آن آبرو برای آرمانهای بلند الهی و انسانی، و همین رمز ماندگاری این راه پرعزت و افتخار است. دوران جدید دوران شکوفایی عدالت و عشق و ایثار، و سربلندی هر چه بیشتر عاشقان ایثارگر است.&lt;BR&gt;در آستانه میلاد اسوه ایثار و شهادت حضرت امام حسین(ع) و یاران باوفایش و ضمن تقدیر فراوان از همه خدمات ارزشمند گذشته، جنابعالی را که انسانی مؤمن و فداکار و مورد اطمینان کامل هستید به سمت «مشاور و رئیس دفتر رییس‌جمهوری» انتخاب می‌نمایم.&lt;BR&gt;امیدوارم با همراهی همه همکاران و با توکل بر خدا و توسل به حضرت مولا صاحب الامر(عج) همچون گذشته در تلاش برای خدمتگزاری به ملت بزرگ و نظام ولایی جمهوری اسلامی موفق و سربلند باشید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;مطلب عجیب و غریبی به ذهنتان بر نمی خورد؟ شاید به خواندن مجدد نامه بیارزد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;براستی آیا سوم شعبان روز میلاد &quot;حضرت امام حسین(علیه السلام) و یاران باوفایش&quot; است؟ یعنی امام حسین (علیه السلام) و یاران با وفایش همگی در یک روز به دنیا آمده اند؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;نگاهی به پایگاه اطلاع رسانی دولت بزنید تا خودتان ببینید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.dolat.ir/NSite/FullStory/?Id=179301&quot;&gt;http://www.dolat.ir/NSite/FullStory/?Id=179301&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=1&gt;*امین امینی*&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 05:53:53 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هاشمی. دیروز و امروز</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;&lt;/FONT&gt;  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;حکایت عجیبی است قصه طرفداری از این یا ادای نفرت از آن. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;روزهایی را به یاد می آورم که سرخوش از رسیدن به قدرت، پشت گرم به آرای بالای مردمی، از تغییر بسیاری از مبانی نظام صحبت به زبان می آوردیم و برایش قلم می فرسودیم. اول کار، تیشه زدن به ریشه بود. در بیرون صحبت از درمان و اصلاح و از درون انقلابی آرام به پشتوانه قدرت مردم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;با همین مبنا انتتقادات از هاشمی و اطرافیانش آغاز شد. هاشمی از بزرگ ترین حامیان نظام بود و از نزدیکترینشان به امام. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;کسی که او و دولتش برای رهبر تا آن روز بر هر دولتی ارجح بود، عالیجناب سرخپوش خوانده شد. تجمعی نبود که شعار &quot; ... ... اکبرشاه&quot; ترجیع بند شعارهایش نباشد و انتقادی علیه او و دستگاه امنیتی اش یا خانواده و ثروتش چیزی بیان نشود. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;دانشجویان پلی تکنیک  برای استهزاء اش که گفته بود ثروتش از گذشته و قبل انقلاب بیشترنشده که هیچ کمتر هم شده، صندوقی نمادین برای جمع آوری کمک به او و خانواده اش به نمایش گذاشت. سیاسیون آنروز هم بعد از کسب مقام سی ام در انتخابات مجلس ششم تهران &quot; آقا سی&quot; اش خواندند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;گذشت زمان چه داستانها که نمی آموزد و چه پندها که در بر ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;بعد از آنچه که در انتخابات ریاست جمهوری دهم رخ نمایان کرد، منتقدین دیروز و ارادتمندان اینروز دست به دامن هاشمی شدند. او را برای دیدار با علمای قم ترغیب کردند و از او خواستند تا از نفوذش در کنار رهبری استفاده کند، تا گوشه ای از خواسته هایشان اجابت شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;هاشمی امروز اما با هاشمی آنروزها بسیار متفاوت است. وقتی صحبت از راههای برون رفت از موقعیت کنونی نظام میکند بغض امانش نمیدهد. سیاستها و مکرهای دشمن بیرونی آزارش میدهد و صدایش هنگامیکه صحبت از زندانیان سیاسی در بند میشود به لرزه می افتد. همانها که بسیارشان با قلم و سخنان دیروزشان چه تلاش ها که نمیکردند برای سلب قدرت او و به حاشیه راندنش.  حریف امروز چنان دل به قدرت بسته که نفوذ و قدرت هاشمی کاری از پیش نمی برد. هاشمی وزنه نظام بود و ضعیف کردنش موازنه در نظام را بهم ریخت و یک طرف زنجیره قدرت را بزرگتر و پروارتر نمود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;جمعه، خطبه های نماز هاشمی خیلی ها را آرام کرد و سمت ریش سفیدی و کدخدا منشی اش را به او برگرداند. هاشمی هم الحق همه چیز گفت. از نظر من حتی چیزی فراتر از انتظار. مروری به خطبه های اول و دوم او و تعمق جدی به همه ثابت میکند که او واقعاْ حرف دل همه ما را زد. اما بنا به آنچه گفته شد، امید به داشتن نتیجه و حاصل به ناامیدی نزدیک تر است.شنیدن خطبه های هاشمی بسیاری را هم به نماز جمعه کشاند. بگذریم که حکومت در مقابل همین ها هم نرمش نشان نداد تا نشان دهد اجتماعات بعد از نماز جمعه حتماْ باید در یک چارچوب خاص باشد، از آن یک صدا به گوش برسد و مجیز یک نفر و یک سیاست را بکند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;تاریخ تکرار نمیشود اما داستانهایش تکرار شدنی اند. میتوان از آنها پند گرفت و تصمیم استخراج نمود. میتوان تصمیم گرفت ره صد ساله را یک شبه طی کرد و همه مهره ها را به بازی وارد کرد یا اینکه به مرحله و آدمهای هر مرحله اعتقاد داشت، برایشان برنامه ریخت و در پایان از میوه حاصل بهره برد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;*امین امینی*&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 08:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>که به کام دل ما  آن بشد و این آمد</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;چقدر تحمل اینروزها برایم سخت و طاقت فرساست. نگاهی به کشورم و وضع کنونی آن از یک سوی، و بیرونش چه در غرب و شرق آن از سوی دیگر کافی است تا نفس هر انسانی را به شماره اندازد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;روزنامه های امروز را خواندید؟  برخی شان بیانیه ۲ تن از علمای قم را نسبت به حوادث اخیر چین چاپ نمودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;بعد ازاین همه اتفاق در داخل کشور خودمان نظیر کشتار، ضرب و جرح عده ای بیگناه، خسارت به اموال عمومی، ایجاد رعب و وحشت میان مردم و دستگیری و بازداشت بسیاری از نویسندگان و فعالان سیاسی بدون ذکر اتهام، چه دلخوش کرده بودیم به شنیدن صدایی و بیانیه ای صریح از قم. آرزویی که تحقق نیافت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;من نمیدانم حضرات مراجع که بیت شریف و معظم شان در طول تاریخ شیعه ملجأ و پناه آزادی خواهان بیشماری بود این روزها را چگونه سپری میکنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;آقایان و حضرات، شنیدن صدایی راجع به اخبار اینروزهای کشور عزیزمان پیشکش که حفظ نظام آنهم با این وضعش احتمالا از اوجب واجبات است، لا اقل نسبت به وقایع اسفبار چین کمونیستی صریح موضع گیری فرمایید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;چرا کسی کالای چینی را که نمک و فلفل و میوه و لباس و تلویزیون و یخچال و ماشینش خانه و زندگیمان را پر کرده است را تحریم نمیکند؟ چرا مراودات دولت فخیمه مان با چینی ها، که از راه سازی اش تا صنایع نظامی و نفت و گازش را بالکل واگذار کرده است به دولت چین و شرکتهای چینی، را کسی برنمی تابد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;دولت چین ۶۰ سال است که منطقه ای به نام ترکستان شرقی را تحت اشغال خود در آورده است. مسلمانان اکثریت آن منطقه بدست اقلیت چینی هایی که توسط دولت کمونیست، به آن منطقه کوچ داده شده اند تا توازن قومی و نژادی آن منطقه را برهم زنند، اذیت میشوند. جالب اینجاست برخلاف اقلیت های قومی دیگر مانند تبتی ها که اقلا مجاز به استفاده از نام تبت برای سرزمین خویش اند، مسلمانان ترک اویغور ساکن، اجازه ندارند نام ترکستان را حتی به زبان آورند و دولت چین نام &quot; سین کیانگ &quot; را برآن نهاده است( همان نام جعلی که اینروزها مدام از رادیو و تلویزیون به اصطلاح ملی به گوش میرسد ). مسلمانان آن منطقه که نه در نژاد و نه در زبان و رسم الخط با چینی ها نقطه اشتراکی ندارند، سالیان سال است به بدترین شکلی توسط دولت اشغالگر، سرکوب میشوند که هیچ، حتی درمراکز تصمیم گیری استانشان هم سهمی ندارند تا منابع غنی معدنی و نفت و گاز آن منطقه را هم صاحب باشند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;شاید در دنیای امروزی فقط یک نام را بتوان یافت که با صاحبان یک سرزمین چنین میکنند: &quot;اسراییل&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;سالی چند بار در ایران بر اسراییل مرگ فرستاده میشود؟ چند تظاهرات و راهپیمایی علیهش برگزار میشود؟ چه تعداد خبر از رادیو تلویزیون ایران مربوط به اقدامات اسراییل بر ضد فلسطینیهاست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;روزگار غریبی است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;چقدر دلم برای شنیدن صدایی تنگ شده است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;&quot; ای علمای قم من احساس خطر میکنم. علمای نجف، مشهد، تبریز من احساس خطر میکنم ...&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;*امین امینی*&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Jul 2009 10:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ای کوته آستینان تا کی درازدستی؟</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;این روزها در حالی که بسیاری از دانشجوها و محصلین مشغول استراحتند آن هم از نوع تابستانی اش، هستند بسیاری مانند من و دوستانم که هنوز عرقشان از باب دادن امتحانات پایان ترم خشک نشده باید به فکرتحویل پروژه های کلاسی  باشیم تا نکند یک وقتی ۶ نمره کار کلاسی را هم از دست بدهیم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;چند وقتی بود روی موضوعی پیرامون عدالت در اسلام تحقیقی را شروع کرده بودم، مربوط به درس &quot;مدیریت اسلامی&quot;. در خلال این بحث ناگزیر بودم آیاتی که به نوعی مرتبط با بحث عدالت بودند را از قرآن کریم استخراج کنم و با مراجعه به تفاسیر بحث را پیش ببرم. برای این تحقیق به بیش از ۱۰ کتاب تفسیر مراجعه نموده و نظر هریک از مفسرین، مرتبط با آیات مربوط به عدل و عدالت را جویا شدم. دست آخر هم گریزی به نهج البلاغه زدم مانند هر محققی که حول و حوش حکومت اسلامی و مصادیق آن قلم به تحقیق میبرد. حاصل کار به دلم نشست و فهمیدم که تحقیق موضوعی در قرآن چقدر انسان را با کتاب مقدسش آشنا میکند و به دینش را به معرفت آذین و جلا میبخشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;القصه، در حین مطالعه تفاسیر ذیل آیه ۱۵۲ سوره انعام، در تفسیر آسان نوشته محمد جواد نجفی خمینی، انتشارات اسلامیه، جلد اول، صفحات ۱۲۶ و ۱۲۷ به دو روایت بسیار زیبا برخورد کردم که بیان آنها را خالی از لطف ندیدم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;... وَ أَوْفُواْ الْكَيْلَ وَ الْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ  لَا نُكلَِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا  وَ إِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَ لَوْ كَانَ ذَا قُرْبىَ‏  وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُواْ  ذَالِكُمْ وَصَّئكُم بِهِ لَعَلَّكمُ‏ْ تَذَكَّرُون‏ (انعام 152)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;... پيمانه و ترازو را با دادگرى تمام بپيماييد. ما بر كسى جز (برابر با) توانش تكليف نمى‏كنيم و چون سخن مى‏گوييد با دادگرى بگوييد هر چند (درباره) خويشاوند باشد و به پيمان با خداوند وفا كنيد اين است آنچه شما را بدان سفارش كرده است باشد كه پند گيريد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; روایت اول:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;روايت شده يكوقت شخصى بديگرى كه ترازودار و در حال جان دادن بود گفت: بگو: لا اله الا اللّه. گفت: من به گفتن اين كلمه قادر نيستم. زيرا كه آن زبانه ترازو بالاى زبان من قرار گرفته و مرا از گفتن: لا اله الا اللّه جلوگيرى مى‏نمايد! من به وى گفتم: مگر تو حق مردم را در هنگام توزين اشياء ادا نميكردى؟ گفت: چرا. ولى گاهى مى‏شد كه من متوجه نبودم و مقدارى غبار در ميان كفه ترازو بوده و من آنرا نمى‏گرفتم‏.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;و روایت دوم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;از امام محمد باقر(علیه السلام) در کتاب فروع كافى، كتاب القضاء روايتی است که ميفرمايد: در بنى اسرائيل قاضى بود كه ما بين آنان الحق بر حق هم قضاوت مى‏كرد، هنگامى كه اجل وى فرا رسيد بزوجه خود گفت: هنگامى كه من از دنيا رفتم جنازه‏ام را غسل بده و كفن كن و آنرا بر فراز تختم بگذار و صورتم را بپوشان. اگر اين برنامه را اجراء نمائى دچار ناراحتى نخواهى شد. هنگامى كه وى از دنيا رفت زوجه‏اش دستورهاى او را انجام داد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;پس از مدتى كه آنزن صورت شوهر خود را باز كرد تا به او نظر كند، ناگاه با كرمى مواجه شد كه مشغول خوردن سوراخ بينى شوهرش بود. آنزن از ديدن اين منظره دچار وحشت گرديد. هنگامى كه شب شد شوهرش بخوابش آمد و به او گفت: از اين منظره‏اى كه ديدى ناراحت شدى؟ گفت: آرى، من فوق العاده ناراحت شدم. شوهرش گفت: اين ناراحتى از ناحيه فلان برادرت دچار تو گرديد. زيرا برادرت كه با شخصى مخاصمه داشت نزد من آمدند. هنگامى كه نزد من نشستند من گفتم: پروردگارا! كارى بكن كه حق بجانب برادر زوجه‏ام باشد. موقعى كه ايشان شروع بمخاصمه نمودند اتفاقا حق بجانب برادر تو شد. من اينطور تشخيص دادم كه حق بجانب وى گرديد. [تمام جوانب را هم سنجیدم که به عدالت قضاوت کرده باشم. اما حق به جانب برادرت بود] چون من آرزو داشتم كه حق بجانب برادر تو شود، با اينكه اين هوا و هوس من مطابق با حق بود لذا گرفتار اين كيفرى شده‏ام كه مشاهده كردى.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;در آخر باید افزود که آراسته به دینی هستیم که چنین، برای اجرای عدالت سختگیری میکند ولو انسان نداند و غبار، یکطرف ترازوی اجرای عدالتش را سنگین تر کند یا در مقام اجرا کننده عدالت دل به محکوم شدن یا تبرئه کسی بندد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;شاید بیان این نکته هم خالی از لطف نباشد که آقایان اعضای شورای نگهبان به عنوان قاضی بیطرف که ناظر انتخابات و مسئول رسیدگی به جرایم انتخاباتی هم هستند در انتخابات ریاست جمهوری نه تنها به دل که به بیان و زبان و نه در خلوت و نهان که در جلوت و آشکار جانب کاندیدای خاصی را گرفتند. حتما در پیشگاه عدل الهی پاسخی به کرده خود دارند و من از آن سر در نمی آورم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;* امین امینی *&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Jul 2009 12:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعترافات تکان دهنده من</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;راستش من اولش یک آدم سر به زیری بودم. کاری به سیاست و اینجور چیزا نداشتم. اما یکروز یکی از عوامل استکبار جهانی که فکر کنم جاسوس صهیونیسم هم بود و از قیافه‌اش معلوم بود میخواهد انقلاب مخملی راه بیاندازد به من چشمک زد و گفت: بیا بریم بادکنک سبز بخریم و هوا کنیم! من راستش اولش خیلی از این حرفش خجالت کشیدم. مخصوصاْ از قسمت آخر حرفش. از طرفی هم نمیخواستم تحت تاثیر القائات عوامل خودفروخته بیگانه قرار بگیرم ولی تا به خودم آمدم&lt;FONT size=5&gt;٬&lt;/FONT&gt; شیطان کار خودشو کرده بود و من را از راه راست منحرف. این شد که رفتم از بقالی سرکوچه مان یک بسته بادکنک خریدم و ناآگاهانه در مسیر اهداف شیطانی دشمن قرار گرفتم.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;ما برای خرید بادکنک مستقیماْ از کاخ سفید دستور میگرفتیم. چند بار اوباما با من تماس گرفت و گفت ما از شما حمایت میکنیم بشرطی که بادکنک‌ها را خوب فوت کنید و نخ آنرا محکم ببندید که هوای داخل آن زود خالی نشود (البته هنوز اثرات فوتهای پی در پی و محکم هم در من مشهودهست و به هیچ وجه اینها جای شکنجه برادران بازجوی عزیزمان نیست. هرگونه خبر احتمالی شکنجه را به شدت تکذیب میکنم) قرار بود پول بادکنک ها را برویم از سفارت انگلیس بگیریم ولی بعدا به ما خبر رسید که پول خرد ندارند و قرار شد بجای پول آن به ما ویزای اقامت بدهند که یا برویم لوس آنجلس و یا برویم زیمبابوه که تازه عضو اتحادیه اروپا شده.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;به خدا من تقصیر نداشتم. دست خودم نبود. تو تلویزیون خودم دیدم که مرد اخبارگو میگفت یک عده عوامل خارجی جوانان را تحریک میکنند. خب من هم جوونم. دل دارم خیلی وقت بود تحریک نشده بودم. آنهم توسط عوامل خارجی. تا آن موقع فقط توی اینترنت توسط چندتا عکس عامل اجنبی یک کم تحریک شده بودم. به خدا از روی کنجکاوی می آمدم تو خیابان. دوست داشتم از نزدیک ببینم این عوامل خارجی چطور مردم را تحریک میکنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;من در همین‌جا از ملت بزرگ ایران و همچنین مقام عظما عذرخواهی میکنم که اینچنین به دام بیگانگان افتادم و آماده‌ام به تلافی اعمال گذشته‌ام صدها بادکنک بچه‌ها را توی پارک با سرسوزن یواشکی بترکانم. از دیگر کارهای ناشایستی که من مرتکب شدم٬ رفتن به تظاهرات بود. در روز تظاهرات عده‌ای از اشرار و اغتشاشگرها که بیشترشان خانم‌های خوشگل و جوانان با سر و وضع مرتب بودند و از قیافه‌شان معلوم بود برای بی‌بی سی و رادیو امریکا کار میکنند شعار هایی علیه نظام مقدس میدادند و سرود مستهجن «یار دبستانی من» را میخواندند که من خوشبختانه با آنها همکاری نکردم و فقط الکی دهانم را باز و بسته میکردم. من خودم شاهدم که در خلال تظاهرات و راهپیمایی‌ها برادران نیروی انتظامی و لباس شخصی‌ها هیچگونه سلاح سرد و گرمی همراه نداشتند بلکه این تظاهرکنندگان بودند که با باتوم و گاز اشک آور سعی میکردند به نظام ضربه بزنند. من خودم یکبار دیدم یکی از همین اشرار که میخواست با من اغتشاش بکند یک اسلحه را داد به من و گفت بیا منو بکش. گفتم نه نمیشه. اصرار کرد که جون من بکش! تعارف نکن بکش دیگه! راستش من هم نخواستم رویش را زمین بیاندازم اسلحه را گرفتم که او را بکشم ولی خوشبختانه توسط برادران سپاه دستگیر شدم و به اینجا آورده شدم. &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اکنون از همه برادران جان برکفی که در دستگیری حقیر شرکت داشتند اعم از برادران بسیج٬ سپاهِ ...٬ سپاهِ ... وسایرین لباس شخصی ها و لباس فرمی ها استدعا میکنم حالا که اعتراف کردم بگذارند بروم بیرون. کار دارم. فردا &lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;تظاهرات است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;*امین امینی*&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Jun 2009 12:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکسهای راهپیمایی دیروز (دوشنبه 25/3/88) - تمام آنچه که دیروز دیدم</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=6&gt;آن خس و خاشاک تویی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=6&gt;پست تر از خاک تویی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=6&gt;شور منم نور منم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=6&gt;عاشق رنجور منم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=6&gt;زور تویی کور تویی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=6&gt;هاله ی بی نور تویی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=6&gt;دلیر بی باک منم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=6&gt;مالک این خاک منم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 396px; HEIGHT: 260px&quot; height=1255 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc000brb.jpg&quot; width=1110 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 394px; HEIGHT: 286px&quot; height=1399 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc000usu.jpg&quot; width=846 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 392px; HEIGHT: 285px&quot; height=1365 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc000qlq.jpg&quot; width=898 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 388px; HEIGHT: 340px&quot; height=1332 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00026.jpg&quot; width=918 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 384px; HEIGHT: 284px&quot; height=1371 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc000znz.jpg&quot; width=866 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;دیروز خیلیها بوديم. جای آنها که نبودند خالی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 386px; HEIGHT: 294px&quot; height=1333 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00024.jpg&quot; width=1006 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mypicx.com/thumb/1005879662_06162009_5.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 378px; HEIGHT: 302px&quot; height=1302 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00025.jpg&quot; width=1062 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 374px; HEIGHT: 514px&quot; height=1862 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00037.jpg&quot; width=494 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 378px; HEIGHT: 507px&quot; height=1871 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00040.jpg&quot; width=712 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;احمدی به گوش باش: &quot; ما ملتیم نه اوباش &quot;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 374px; HEIGHT: 344px&quot; height=1290 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00028.jpg&quot; width=1010 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 362px; HEIGHT: 349px&quot; height=1343 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00033.jpg&quot; width=886 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 406px; HEIGHT: 330px&quot; height=1372 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00034.jpg&quot; width=992 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 408px; HEIGHT: 434px&quot; height=1364 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00036.jpg&quot; width=902 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 412px; HEIGHT: 630px&quot; height=1875 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00042.jpg&quot; width=536 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;تا احمدی نژاده هر روز همین بساطه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 408px; HEIGHT: 331px&quot; height=1339 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00406.jpg&quot; width=1250 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 406px; HEIGHT: 274px&quot; height=1273 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/dsc00409.jpg&quot; width=1352 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=5&gt;وسرانجام: میرحسین&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://img.piqlet.com/3eye.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;*امین امینی*&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 16 Jun 2009 09:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دگر به صيد حرم تيغ برمكش زنهار</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;چند روزي بود كه با مادر بزرگ بر سر رفتن يا نرفتن سر صندوق رأي صحبت ميكردم. هربار خبرم ميكرد از فرط پيري و عدم توان ايستادن در صف رأي و من هم هر بار به او ميگفتم كه اين بار با همه دفعاتي كه رأي دادي فرق دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;روز رأي گيري خيلي تعجب كردم كه تلفن كرد و از من خواست تا او را براي دادن رأي به يكي از شعب ببرم. قامت خميده و پافشاري بر چادر به سر كردن با آن سنّش در آفتاب ديروز ناراحتم كرد از اصراري كه به او ميكردم. با اينكه انتظار ايستادن در صفي كه تا بيرون يكي از مدارس تهران را ميكشيدم امّا از اينكه همه جاي خود را به ما ميدادند و دعوتمان ميكردند كه بدون صف رأي بدهيم به وجد آمدم. قامت خميده مادر بزرگ بهانه خوبي بود براي اينكه صف طولاني رأي را دور بزنيم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;از من خواست داخل تعرفه برايش بنويسم نام هركه را كه ميخواستم. گفتم: &quot; مادرجان، من كه نميخوام رأي بدم خودت اسم كيو دوس داري بنويسي؟ &quot; بي درنگ گفت : &quot; من كه كسي رو نميشناسم. الآنم بخاطر تو اومدم كه رأي بدم تو اين گرما &quot; ومن باز هم همان جواب را پاسخش دادم. نگاه معنا داري به من كرد و گفت: &quot; ببينم توي اينا كدومشون سيده؟&quot; گفتم: &quot; ميرحسين موسوي &quot; گفت: &quot; خوبه. همينو بنويس&quot; و من هم نوشتم. با اينكه خودم مهدي كروبي را نوشته بودم، اما براي او ميرحسين را نوشتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;امروز اما ديگر روي ديدن مادر بزرگ هم برايم نمانده. آن همه اصرار من  و آن همه دليل تراشي و انكار از او.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;دلم براي خودم هم خيلي ميسوزد. رها كردن درس و مشق در فصل امتحانات دانشگاه به اميد تغيير وضع موجود، چه زود نقش برآب شد، چه زود نقش برآبش كردند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;عرق شرم امروزم وقتي صداي نهيب پسر و دخترهاي فاميل را پشت تلفن شنيدم كه صفحه سفيد شناشنامه شان فقط بخاطر من والبته بخاطر هيچ  سياه شد را ياراي پاك كردن نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;دلم براي جوانان وطنم  هم ميسوزد براي رهايي از اوضاع كنوني هرچه در توان داشتند گذاشتند و هيچ برداشت نكردند و چنين رأيشان ناديده گرفته شد. اميدي كه ميرفت بار ديگرخون تازه اي به رگهاي ايران هميشه پايدار باشد چه به هيچ، نا اميد شد و به سردي گراييد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;خيانت در امانتي كه طي 12 ساعت با شور و اشتياق 2 هفته اي مردم اين مرز و بوم صورت گرفت نهالي بود برآمده از بذري كه 4 سال گذشته كاشته شد و هرچه سران و بزرگان اين نظام نظير كروبي و هاشمي داد زدند، گلايه كردند و نامه نوشتند ناديده گرفته شد از سوي مجريان برگزاري انتخابات و در رأس آن سيد رئيس دولت با آن عباي شكلاتي اش كه زير بار فشار گروههاي خودسر نمي پذيرفت باز شماري آراي مردم را و دعوت ميكرد همگان را به پذيرش آراي مردم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;و خواندني تر از همه رأي بالاي 20 ميليوني احمدي نژاد بود كه براي 4 سال ديگر تكيه ميزد بر اريكه قدرت. يك واقعيت است ساختگي يا حقيقي. واقعيتي برآمده از نيروهاي خودسر پشتيبان احمدي نژاد. نيروهايي كه از حاشيه به متن آمده اند و به اين زودي ها رهايش نميكنند. كاري از دست &quot; السابقون السابقون &quot; نيز برنمي آيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;آن روزها كه بايد داد شيخ را ميستانديم و گلايه هاي هاشمي را به گوش جان ميخريديم، نكرديم و امروز بايد بپذيريم واقعيت امر را و تنها نگاهمان به زبان شيخ شجاعمان خيره بماند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;دگر به صيد حرم تيغ برمكش زنهار   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; و از آن كه با دل ما كرده اي پشيمان باش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; *امین امینی*&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 13 Jun 2009 12:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ای شاه شيرگير چه کم گردد ار شود /  در سايه تو ملک فراغت ميسرم</title>
<link>http://redline.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;اگر ميدانستم نوشتن مطلبي در وبلاگم آنهم پس از آن همه سكوت برآمده از نااميدي و عدم تمايل به پرداخت سوژه هاي دم دستي كه نوشتن از آنها شده بود كار هر طنزپرداز و رمان نويس و اديب و فيلسوفان اين زمانه، برخي دوستانم را آنقدر به وجد مي آورد تا عدم احوال پرسي چندين ماهه يا حتي چندين ساله را ناديده بگيرند و دست به تلفني برده و سنگين بارم كنند، شايد زودتر تصميم به نوشتن ميگرفتم.  حداقل براي شنيدن بد و بيراهشان البته در زبان دوستي ارزش نوشتن و شكستن سكوت را داشت. پيوستن من ِ حقير به خيل هوادار شيخ مهدي كروبي چه الفاظي را كه روانه گوشم نكرد. البته آشنا شدنم با آزادي و تحمل كلام ِ &quot; قدري مخالف&quot; ادعايي هم جاي بسي خوشحالي شگرف است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;ميخواستم تا فرداي انتخابات صبر كرده، به همان تك نوشته بسنده كنم و سخني بر زبان قلم نياورم كه شايد بيش از اين از جانب برخي متهم به رأي دزدي از جبهه اصلاح طلبان نشوم كه ديدن فيلم انتخاباتي شب گذشته مير حسين موسوي ناگهان بهانه خوبي بود براي لغزيدن دوباره قلم و سياه كردن چندين و چند باره كاغذ.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; در نوشتار گذشته وقتي صحبت از احساسات و شور برآمده از ورود مير حسين موسوي به هم آورد انتخابات نوشتم، فكر ميكردم صرفاً با يك جنس برخورد احساسي مواجه هستم. آنهم شور انتخاباتي ميان جوانان و نو جوانان تحول خواه كه با ديدن رنگي و عكسي عنان از كف ميدهند و دل به موج احساس ميسپارند همانها كه  يا زمان نخست وزيري ميرحسين به دنيا نيامده بودند يا آنقدر كوچك بودند كه فهم آنكه چه كسي در كشور به چه كاري مشغول است قدري دور از عقل مينمود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; ديشب اما بعد از ديدن فيلم انتخاباتي مير حسين كه از صبح قبلش بطور متوسط هر نيم ساعت، 2 پيام كوتاه مرا ترغيب به ديدن آن ميكرد، فهميدم كه ميان گفتمان ميرحسين و احمدي نژاد تفاوتي نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; اي كاش ميرحسين موسوي اداي ديني به خاتمي و هوادارانش كه حمايت او موجبات همراهي بسياري شده بود، ميكرد و قطعه اي از صحبتهاي رئيس جمهور محبوب، از حمايت از خويش در فيلم ميگنجانيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;ساخته مجيد مجيدي هيچ حرفي براي گفتن نداشت. بوي همان كارگرداني شمقدري براي احمدي نژاد را ميداد با اين تفاوت كه فيلم احمدي نژاد حرفه اي تر و تأثيرگذارتر مينمود (البته ازهمان نگاه پوپوليستي). موسيقي فيلم و البته نريشن هاي بجا از احمدي نژاد هم كه تأثيرگذارتر كرده بود ساخته كارگردان پاستورنشين را.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;به هر روي گفتمان موسوي و احمدي نژاد تفاوت چنداني با هم ندارد. تنها تفاوت در 20 سال خاموشي و به يكباره سخن به زبان آوردن و غلط گيري از كسي است كه 4 سال است ديكته نوشتن را آغاز كرده است. البته الحق كه اگر قرار به عقبگرد و بازگشت به دوران اول انقلاب است موسوي الگوي مناسب تري است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; چيزي كه ديشب ميرحسين با ساخته مجيد مجيدي به همه فهماند به رخ كشيدن اصولگرايي اش بود به اصلاح طلبان سهم طلبِ دور و برش، تا شايد مهرجويي به ما چيز ديگري بفهماند با ساخت مستند دومش.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; فصل مشترك فيلم احمدي نژاد و موسوي گذشته از &quot; &lt;STRONG&gt;مرد موتورسوار&lt;/STRONG&gt; &quot; همان پرداختن به حرفهاي 4 سال گذشته كه  نه،  بازگشت به صدر انقلاب بود، حرفي كه احمدي نژاد آن را زد و عملي كرد و همه برچسب عقب گرد بر او كوبيدند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; ظريفي حرف جالبي ميفرمود كه اگر اقتصاد داني كمر به ساخت خانه اي بندد، هنوز پي خانه را نريخته دستش رو شده و صداي همه را در مي آورد كه تا خانه به ساختن نرفته جلويش را بگيريد كه كار از اين هم بدتر نشود، زنهار از وقتي كه مهندسي از جمع بيشمار مهندسين عنان اقتصاد در دست گيرد، خوشبينانه اش تا 30 سال بعد هم آثار و پيامد  خشت ِ كجي كه نهاده نمايان نمي شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;ديگر سوي اما نقشه راه ندادن روز گذشته شيخ مهدي كروبي به دانشگاه پلي تكنيك تهران بود، براي ايراد سخنراني كه شكستن دربهاي ورودي دانشگاه و شعار &quot; &lt;STRONG&gt;كروبي – كروبي&lt;/STRONG&gt;&quot; دانشجويان و ايراد خطابه آتشين مرد عمل، نقش بر آبش كرد با آن شعار دلنشين &quot; &lt;STRONG&gt;تغيير براي ايرانيان&lt;/STRONG&gt; &quot;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;* امین امینی*&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 May 2009 08:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=redline&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>redline</dc:creator>
<guid>http://redline.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
