تبليغاتX
خط قرمز ( مرز شروع حقيقت ) - امين اميني

 

خوب می دانم که با لاخره یک کسی پنیر مرا برداشه. این را هم میدانم که زمان بردانش کی بوده است. اما اینکه چه کسی برداشته ...

خیلی وقت است که دستم از پنیر نازنینم کوتاه شده. این قدر گذشته است که بعضی وقتها با خودم فکر میکنم که مگر من پنیری هم داشتم که کسی بخواهد آن را بردارد؟ و اینکه اصلاً مگر آن پنیر حق من بوده که اکنون بخواهم آن را از کسی بگیرم.

 واین قبیل سؤالات مدام دور سرم به چرخش در می آیند.

یکی دو سالی هم هست که فکر آن را میکنم که باید بدنبال خرید پنیر دیگری بود. اما از اولین زمانی که این فکر در ذهنم نقش بست، تورم 7/20 درصد افزایش داشته است. اینرا معاون اقتصادی بانک مرکزی میگوید. همچنین ایشان اضافه میکند که 80 درصد تورم ناشی از نقدینگی، 17% از افزایش قیمتهای جهانی و بقیه مربوط به شرایط و عوامل داخلی و خارجی می باشد.

به گفتۀ ایشان " نقدینگی در پایان سال 84 از حدود 60 میلیارد دلار به 159 میلیارد دلار در پایان فروردین 87 رسیده است." لازم بذکر است که تولید ناخالص داخلی ایران (  GDP ) چیزی حدود 295 میلیارد دلار است که تقریباً نصف این رقم بصورت وجوه نقد در دستان ایرانیان داخل وطن است. حال حساب کنید که اگر همین رقم به سرمایه گذاری در تولید تبدیل شود میتوان انتظار داشت که رقم GDP به 50 درصد برابر یا بیشتر افزایش یابد.

البته رئیس جمهور محترم تمام تورم موجود را ناشی از افزایش قیمتهای جهانی و البته وجود مافیا و از ما بهتران میدانند که خب، درصدهای ارائه شده از جانب دستگاههای اقتصادی دولت چیز دیگری را میگویند.

 

گاهی اوقات فکر میکنم دشمن هم بیکار ننشسته است. البته سخنان آیت الله جنتی هم مؤید افکار من است.

ایشان خروج اسناد فساد اقتصادی بعضی از ما بهتران، از قوۀ قضاییه را توطئۀ خطرناک دشمن، در راستای زیر سؤال بردن نظام و جدا کردن مردم از نظام میدانند. و این بدان معنی است که آنهایی که اسامی شان اعلام شده هیچکدام پنیر مرا بر نداشته اند. یا شاید هم همانها برداشته اند اما نباید اسامی آنها اعلام یا به گفتۀ ایشان اسناد مربوط را خارج میکرد و شاید کسان دیگری برداشتند و یک نفر دیگر طبق یک خود کشی سیاسی از پیش تعیین شده، همه را از توجه به اسامی اصلی غافل کند. واي خداياااااااا

گاهی از زیاد فکر کردن به پنیر و قضایای حول و حوشش هم خسته میشوم. آنقدر که میخواهم قدری هم از خانه بیرون بزنم و به مغزم اکسیژنی تزریق کنم. اما هوای کثیف تهران نفس کسیدن را هم برایم آسان نمیکند. روزهای آتی هم مطلوبتر شدن وضعیت را در هاله ای از ابهام فرو برده چرا که دولت با ساخت کارخانه در حریم شهر تهران موافقت فرمود.

ماندن در خانه صرف نظر از تنفس هوای سالمتر امکان آن را میدهد که در اینترنت به جستجوی راههای بدست آوردن پنیر دیگری باشم. اما سرعت اینترنت در ایران، همین اجاره را هم از من دریغ میکند. البته برای گذران وقت چیز بدی نیست. چرا که سپری شدن ساعتها برای باز کردن یک یا احیاناً دو سایت، خودش نوعی سرگرمی است برای تلف کردن وقت.

تارسیدن به اهداف مندرج در چشم انداز هنوز زمان و راه زیادی باقی است و بیخود نباید توقع داشت. چرا که قطعاً تا آن زمان همه چیز درست میشود و ما در همان حال که دنیا در خواب کامل بود، نشان میدهیم که بیدار بودیم و مدام به چشم انداز میاندیشیدیم.

بد نیست یکی از کشورهای منطقه ( که قرار است ما هم قدرت برترش باشیم ) را مورد بررسی قرار دهیم:

  •  در افغانستان 4 اپراتور تلفن همراه خصوصی و یک اپراتور دولتی تلفن ثابت (که قرار است آن هم به بخش خصوصی واگذار شود) 80 درصد از مساحت کل کشور پهناور و البته صعب العبور را تحت پوشش خود دارند.
  •  امکان اینترنت 24 ساعته روی تلفن ثابت با حد اقل سرعت 128 کیلوبایت بر ثانیه با قیمت 20 هزار تومان در ماه و اینترنت روی تلفن همراه ( GPRS ) با حداقل همان سرعت 128 کیلوبایت بر ثانیه به قیمت ماهیانه  18 هزارتومان برای همه افغانیها مهیاست.
  •  البته در سراسر کابل و شهر های بزرگ اینترنت بی سیم با سرعت 128 کیلوبایت بر ثانیه هم برقرار است و همچنین ارائه مدارک On-Line  دوره های مایکروسافت و سیسکو و تعدادی دیگر از مدارک معتبر بصورت مستقیم از خود کابل امکان پذیری بالایی دارد.

واقعاً به نظر شما چه کسی پنیر مرا برداشت؟ 

 

 



پا ورقی: تمامی منابع این نوشتار نزد نویسنده محفوظ است


نویسنده : امین امینی ساعت 12:21 بعد از ظهر تاریخ یکشنبه بیست و سوم تیر 1387
دسته بندی :

          لینک مطلب