تبليغاتX
خط قرمز ( مرز شروع حقيقت ) - امين اميني

 

"براي نخستين بار در دنيا کاخ تابستاني داريوش در تخت جمشيد(تچر) و ريتون هخامنشي با يخ در کنار آثاري از ساير کشورهاي جهان در فستيوال برف و يخ ساپورا برپا شد." اين خبر را چند وقت گذشته خبرگزاري ميراث فرهنگي، مخابره نمود.

اين خبر هرچند ممكن است در نگاه اول خوب و به قول آقايان غرورآفرين باشد اما با اندكي تأمل ميتوان چندين صفحه برايش مرثيه خواند و مويه كرد.

 

                                                             

 

هنوز اخبار ضد و نقيضي از وضعيت آثار باستاني در منطقۀ پاسارگاد به گوش ميرسد. هنوز معلوم نيست بعد از آبگيري سد سيوند چه بر سر قبر كوروش خواهد آمد؟ هنوز نمي دانيم كتيبۀ بيستون خط آهني كه تا چندي ديگر از كنارش خواهد گذشت را تاب ميآورد يا نه؟ هنوز بايد شاهد گردن كشي برج جها نما در ميدان نقش جهان اصفهان باشيم.

و اينها همه در مملكت ما رخ ميدهد. البته تمامي شان مربوط به آثاري است كه ميشناسيمشان. چيزهاي ديگري هم هستند كه در مقابل بي مهري ها سكوت كردند و منتظر تقدير روزگار كه " كي زمان وداع با ايران و ايرانيان فرا خواهد رسيد "

گاهي با خودم فكر ميكنم كه اگر كشوري مانند امارات متحده در ساليان دور بنايي ميداشتند مانند تخت جمشيد. و امروز جز تلي از خاك چيزي ازآن باقي نمي ماند، امروز براي آنكه به همگان جار بزنند كه روزگاري چنين بناي باشكوهي در اين خاك بوده است، چه ها كه نمي كردند. چندين و چند برابر درآمد نفت ما هزينه مي كردند تا دوباره آن را احيا كنند. البته بسيار با وقارتر از گذشته. هرچند كه به واسطۀ همان هم صدها برابر درآمد نفتي و غير نفتي و هسته اي ما پول به جيب مي زدند. ( از آب روان گواراترشان باد ).

وقتي ميشنوم كشوري در آن سوي مرزها با اين فاصله از ايران اينچنين هزينه ميكند تا كاخ داريوش را تماماً از يخ بسازد ميخواهم از خجالت آب شوم.

چه شهامتي داشتند گذشتگان كه ميراثشان را به امثال ما سپردند و رفتند.

كوروش آسوده بخواب ...


نویسنده : امین امینی ساعت 2:34 بعد از ظهر تاریخ یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385
دسته بندی :

          لینک مطلب


 

بعضي وقتها همه اش به مشكلات فكر ميكنم. بعضي وقتها هم فكر مي كنم كه ما اصلاً مشكلي نداريم.. گاهي هم اصلاً فكرم نمياد كه بكنم. به مشكلات فكر كردن يا اصلاً فكر نكردن به نظر من امري طبيعي است كه قشر بسيار زيادي از مردم را اينروزها شامل ميشود. اما اينكه چرا اوقاتي به ذهنم ميرسد كه ما اصلا مشكل داريم يا نه خودش علتي هم دارد و علتش هم وجود آدمهايي است كه فكر مي كنند ما بالفطره بدون مشكل بوديم و الآن ديگر نوبت آن رسيده كه به فكر حل مشكلات اين و آن بيافتيم.

هفته اي كه گذشت جمعي از برادران و خواهران هميشه در صحنه ( البته نه از آن صحنه هايي كه دل ملت ايران را شاد ميكند ) در مقابل دفتر شركت غذايي " نستله " در تهران دست به تجمع زده بودند. اين افراد با در دست داشتن پلاكاردهايي خواستار تحريم محصولات نستله شدند. اين افراد با سر دادن شعارهايي نظير " كالاي صهيونيستي تحريم بايد گردد " و " شركت صهيونيستي تعطيل بايد گردد "، اينگونه عنوان مي داشتند كه اين شركت صهيونيستي بوده و بايد نمايندگي آن در تهران تعطيل گردد.

 

 

اما واقعيت اين است كه شركت نستله 51% سهام شركت اسرائيلي " اوسم "  را در اختيار دارد و فعاليت در اسرائيل يكي از سياستهاي مديران اين شركت بوده كه البته به هيچ عنوان امري مخفي نبوده كه اينك به دست مردم حزب الله آشكار گردد. ازآن گذشته اينكه آيا بتوان شركتي را به صرف داشتن فعاليت اقتصادي در اسرائيل يا داشتن همكاري با شركتهاي آن طرفي اسرائيلي ناميد، خود بحث ديگري است. كه در اين صورت اندك سرمايه گذاران در ايران – از پروژه هاي نفتي گرفته تا مواد غذايي مثل كوكاكولا– همگي اسرائيلي اند و بايد نابود گردند.

البته هميشه عده اي وجود دارند كه از تعصبات مذهبي و سادگي عوام و توده بيشترين استفاده را مي برند. ( گاهي اين سوء استفاده داد بسياري از علماي مذهب و حتي معصومين را هم درآورده است. اگر خطابۀ مولا علي – عليه السلام – در ارتباط با خوارج نهروان  يا خطابۀ امام حسين – عليه السلام – در ظهر عاشورا را مطالعه كنيم، به عمق ماجرا پي مي بريم كه هميشه  تعصب آن هم از نوع كوركورانه اش چه بزرگواراني را كه نرنجانيده است ). بايد ديد عدم سرمايه گذاري اين نوع شركتها چه كساني را تا عرش اعلا رهنمون ميسازد. اگر شركت نستله از خير سرمايه گذاري در ايران بگذرد آن وقت بنده و شما بايد براي محصولات نستله كه به ايران قاچاق ميشود چندين برابر پول پرداخت كنيم. اين تازه در صورتي است كه كالاي قاچاقي به دستمان ميرسد اصل و به اصطلاح اوريجينال باشد. اين كار جز پركردن جيبهاي قاچاقچيان عزيز چه ثمره اي براي ملت ايران دارد؟ البته در ارتباط با بيكار شدن عده اي از جوانان همين مرز و بوم حرفي به ميان نيامد كه اين هم خود حيث ديگري است.

واكنون حرف آخر با دوستان تظاهرات كنندۀ ما كه رفته رفته عضو ثابتي از جامعۀ سياسي ايران ميشوند  و اگر روزي عده اي را كفن پوش و معترض در خيابانهاي ايران نبينيم بايد به نوع نظام سياسي حاكم شك كنيم­:

 

خواهشمندم اندكي هم به فكر اين مردم باشيد. اقلاً صدايي از شما در مواقعي كه رتبه هاي اول را در فرار مغزها، سوانح راننگي، عدم ثبات اقتصادي، بيكاري، فحشا، ناكارآمدي نظام اداري، ناكارآمدي نظام پولي و بانكي، عدم توجه به آثار باستاني، ايجاد آلودگيهاي زيست محيطي و... بدست مي آوريم، شنيده شود.

 


نویسنده : امین امینی ساعت 3:6 بعد از ظهر تاریخ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385
دسته بندی :

          لینک مطلب


 

با تشکر از دوست خوبم "علی قریشی" که این عکس ها را برایم ارسال نمود.

(اسفند 57)

 

(هويدا در سردخانه)

 

 

(خدمتكار شاه در شهر گردانده ميشود)

 

 

(جنازۀ يك فاحشه پس از سوزانده شدن ديماه 57)

 

 

(دولت موقت اسفند 57)

 

 

(اولین رئیس جمهورانقلاب)

 

 

 

(بيطرف و ابتكار تسخير سفارت امريكا آبان 58)

 

 


نویسنده : امین امینی ساعت 2:44 بعد از ظهر تاریخ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385
دسته بندی :

          لینک مطلب