
وقتی دیشب نطق احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل را از تلویزیون ایران می دیدم، از خودم شرمم آمد که ایرانی هستم و این آقا نماینده من و ملت ماست. در برابر چشمان جهانیان دلم برای وقتی سوخت که بی جهت در آن وقت شب، شهید کردم.
البته دیدن چشمان بهت زده وزرای امور خارجه انگلیس، آلمان و فرانسه هم خالی از لطف نبود که این همه مدت را معطل رئیس جمهور ایران می ماندند و او هیچ نداشت که بگوید.
این همه وقت گذاشتیم تا روز موعود فرا رسد و ما بشنویم آنچه که اینان ار آن به عنوان پیشنهاد یاد می کردند و انتظار داشتند که جهانیان هم با آغوشی باز بپذیرند. آقایانی که امروز بر صندلی ریاست گروه مذاکره کننده ایرانی تکیه زده اند، فراموش کرده اند دیروزی را که فرا می خواندند ملت را به آنها و تفکرشان رأی دهند تا عوض کنند مسیر مذاکره ای را که آنها آن را مقتدرانه و پیروز مندانه نمی شمردند و از آن به عنوان " دادن گوهری ناب در برابر گرفتن کالایی بی ارزش " نام می بردند.
دیروز اما رئیس جمهور همان حرفهایی را زد که چندین سال است ( بیشتر از عمر من و دوستانم!! ) از تریبونهای انقلابی و غیر انقلابی این سرزمین، خواسته یا نا خواسته می شنویم. هیچ حرف تازه ای بیان نشد و من مانده ام با تکلیف درّ و گو هری که از کف رفته است.
همیشه خاتمی که صحبت می کرد، همگان می پنداشتند انسانی با کت و شلوار و کروات لب به سخن گشوده است. گرچه همان حرفهایی را بزند که در باطن سیاست آقایان را به دنبال بکشد.
رئیس جمهور امروز ایران امّا بگونه ای سخن می گفت که خطبای جمعه حرف می زنند و نطق انقلابی سر می دهند. گویی منتظر بود که همه سران دولتهای جهان مشت هایشان را گره کنند و ندای تکبیر را طنین انداز سازند.
احمدی نژاد دیروز مصاحبه ای هم با " کریستین امانپور " داشت.

امّا اینبار در جهت توجیه حرکت دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر سفارت امریکا هم بر نیامد. حتی تمامی صحبتهای او در این مورد به نفی داشتن کوچکترین رابطه با این اقدام، منتهی گردید. او حتی جمله گستاخانه امانپور، که او را متّهم به داشتن لحنی گستاخانه می کرد تاب آورد.
رئیس دولتی که خود آن را " دولت اسلامی " می خواند و تمام دول تشکیل شده در ایران را اسلامی نمی دانست ترجیح داد به سر بدون روسری امانپور خیره شود، تا اینکه او را انقلابی تر بنامند. حال آنکه هم او و همفکرانش مصاحبه آنروز خاتمی با " سی . ان . ان " را بر نتابیدند که خاتمی نگاه به خبرنگاری می کند که موهای او از روسری اش بیرون آمده است.




لینک مطلب