تبليغاتX
خط قرمز ( مرز شروع حقيقت ) - امين اميني

 

صداش پشت تلفن اون استقامت همیشگی رو نداشت. محکم صحبت نمیکرد. اگه دقیق میشدی میتونستی لرزش تو صداش رو درک کنی. بغضی که تو گلوش بود رو نمیشناختم. نمیدونم هم چه چیزی مانع گریه اش میشد. هر جقدر هم سعی کردم که من هم از اون متانت و وقارش تقلید کنم نشد که نشد. گریه ام گرفت.

همیشه بعد از هر مکالمه کلی خنده و انرژی بود که تا دو روز، روی لب و توی تنم لونه میکرد. اولین باری بود که صحبتهامون بدون کوچکترین شوخی و خنده شروع شد و با هق هق من تموم.

 

امروز شانزدهمین روزی است که مادر " عادل تقوی " در کماست.

خدایا تو رو به حق علی ...

*خط قرمز


نویسنده : امین امینی ساعت 12:56 بعد از ظهر تاریخ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384
دسته بندی :

          لینک مطلب