تبليغاتX
خط قرمز ( مرز شروع حقيقت ) - امين اميني

 

مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوششها و هنرمندیهای همه، در طول این قرنهای بسیار، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را باز گویند که:

" مریم مادر عیسی است "

 

و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم، باز درماندم:

 

خواستم بگویم: فاطمه دختر خدیجه است، دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد است، دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم: فاطمه همسر علی است، دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسنین است، دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم: فاطمه مادر زینب است، باز دیدم که فاطمه نیست.

" نه " اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

فاطمه، فاطمه است.

                                                دکتر علی شریعتی


نویسنده : امین امینی ساعت 1:10 بعد از ظهر تاریخ سه شنبه چهارم مرداد 1384
دسته بندی :

          لینک مطلب


 

روز جمعه هفته گذشته، کانال یک تلویزیون فیلم سینمایی " بازپرسی از مایکل کرو " که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده بود را پخش نمود. البته معلوم نیست در اصل، فیلم چند دقیقه بوده اما آنچه که واضح وقطعی است این است که این فیلم حداقل بیش از ۷۵ دقیقه ای بود که در تلویزیون ایران نشان می داد.

فیلم راجع به قتل دختر نوجوانی در یک خانواده ۵ نفره بود. قتل دختر در ساعاتی از نیمه شب در حالی که تمامی دربهای خانه بسته بود، پلیس را بر آن داشت تا به سراغ اولین مظنونان احتمالی یعنی خانواده دختر رفته و آنان را مورد بازجویی قرار دهند. در نهایت بازجویی ها به پسر ۱۴ ساله این خانواده یعنی " مایکل "، محدود گردید. مایکل تحت بدترین شرایط روحی و فشارهای شدید عصبی حاصل از بازجویی های طولانی که حدود ۱۱ ساعت در روز به طول می انجامید، تنها راه نجات از وضعیت اسفناک فعلی را در اعتراف کذب و دروغ  قتل خواهر، دید. در نهایت خانواده مایکل با کمک وکیل متوجه شرایط بسار بد روحی وی شده و در دادگاه ثابت می کنند  که مایکل زیر شدیدترین شکنجه های روحی حاضر به اقرار گردیده است.

فیلم بسیار تکان دهنده ای بود. و شاید تکان دهنده تر آن بود که ممکن است بغل گوش خودمان هم بسیاری از این اعمال اتفاق بیافتد. که تا به حال کم هم نبوده اند. اما تفاوتش با امریکا و هر جای دیگر در این است که در آنجاها لااقل مسؤولین ارتکاب چنین اعمالی مشخصند. اما در اینجا بعضی وقتها حتی مسؤولین چنین اعمالی هم مشخص نمی شوند که بتوان علیهش اقامه دعوا کرد.

امروز در سایت های مختلف خبرگزاری، گزارشی می خواندم که آن را عباسعلی علیزاده ریاست کل دادگستری استان تهران و رئیس هیئت نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی برای ریاست قوه قضاییه تهیه کرده بود. در این گزارش از بسیاری از موارد نقض حقوق شهروندی در دستگاههای قضایی و نهادهای نضامی، انتظامی و امنیتی پرده برداشته شده است. وی در گزارش خود اذعان کرده که اعضای هيئت در بازرسيهای خود با مقاومتهايی نيز مواجه شده اند و از جمله، هنگامی که به بازداشتگاه اطلاعات سپاه مراجعه کرده بوده اند آنها را به بازداشتگاه راه نداده و گفته بوده اند: "حتی اگر مقام بالاتر از شما هم بيايد او را راه نمی ‌دهيم".

از جمله نمونه هايی که در این گزارش  به عنوان بارزترين موارد نقض حقوق شهروندی مورد اشاره قرارگرفته عبارتند از: استفاده از چشمبند، ضرب و شتم متهمان، تعيين تکليف نشدن متهمان و طولانی شدن مدت تحقيقات، زندانی کردن نوجوان سيزده ساله ای به مدت شش روز در بدترين بازداشتگاه ورامين به اتهام دزديدن تنها يک مرغ ، نگهداری پيرزن ۶۳ ساله ای به مدت چهار ماه در زندان رجايی شهر کرج تنها به اين دليل که منزلش را به سه نفر افغان رهن داده بوده و چون نتوانسته بوده است مبلغ رهن را به آنها برگرداند به زندان افتاده بوده، دستگيری زنی به جای شوهرش که متهم به جرائم موادمخدر و متواری است و بلاتکليف بودن ۱۴۰۰ زندانی زندان رجايی شهر کرج.

در گزارش رئيس دادگستری تهران آمده که هيئت تحت نظارت او تاکنون ۱۴۳ مورد شکايت دريافت کرده که يکی از آنها مربوط به شخصی است که از دی ماه سال ۱۳۶۷ در زندان به سر می ‌برد اما در پرونده بازداشتی او هيچگونه سابقه ‌ای از مراجع قضايی يا حکم محکوميت وجود ندارد.

از جمله ديگر موارد مربوط به زنی است که مورد ضرب و شتم قرار گرفته يا گروهبانی که در ترمينال فرودگاه چهار نفر را بدون مجوز دستگير ‌کرده و از روی عملکرد خانوادگی و آلبوم آنها برايشان تشکيل پرونده داده است. در اين گزارش آمده که با اينکه بخشنامه رئيس قوه قضائيه تصريح دارد که فضای هر بازداشتگاه نبايد از دوازده متر مربع کمتر باشد، برخی متهمان به مدت هشت يا نه ماه در فضای کمتر از يک متر مربع بازداشت شده اند.

با این حساب شاید تکلیف اعترافات وبلاگ نویسان، علی افشاری، عباس عبدی، سیامک پورزند، قاضیان و ... که روزها دست آویزی برای اقتدارگرایان و کیهان نویسان جهت حمله به اصلاحات و دولت خاتمی بود نیز، روشن شود. همگی آنها اعترافاتی " مایکلی" اند. اعترافاتی زیر شدیدترین فشارهای روحی و روانی گرفته شده اند.

تا تاریخ چه قضاوتی در آینده از امروزمان داشته باشد.


نویسنده : امین امینی ساعت 7:30 قبل از ظهر تاریخ یکشنبه دوم مرداد 1384
دسته بندی :

          لینک مطلب