تبليغاتX
خط قرمز ( مرز شروع حقيقت ) - امين اميني

 

" به نقل از سایت گویا نیوز ":

عباس عبدي در تايخ ۳۰ خرداد، ۳ روز قبل از دور دوم انتخابات طي نامه اي به عطريانفر، از نزديکان هاشمي رفسنجاني، تحليل خود را از شرايط موجود ارائه مي کند. وي صراحتا پيشنهاد مي کند که هاشمي به نفع کروبي از شرکت در دور دوم انصراف دهد. عبدي که اين تحليل را ظاهرا به درخواست عطريانفر نوشته است به دقت آنچه اتفاق افتاد را پيش بيني و به روشني دلايل پيروزي احمدي نژاد را تشريح کرده است. اخبار موثق حکايت از اراده هاشمي براي اين انصراف دارد، اما ممانعت رهبري نتيجه ديگري را بدنبال داشت. تحليل حاضر برخي از ابهامات اين انتخابات را روشن مي سازد.

بسمه تعالی

جناب آقای عطریانفر

 با سلام

وضعیت بوجود آمده در ۲۷ خرداد و قرار گرفتن آقای هاشمی و احمدی نژاد در دور دوم حساسیت ها را برای پیش بینی نتایج انتخابات دوچندان کرده است . بدون اشاره به تحلیل روند منجر به ۲۷  خرداد، به نظر می رسد که هفته آینده پیروزی آقای هاشمی چندان محتمل نیست و صرفاً در شرایط خاص این هدف محقق خواهد شد، که در ادامه به جوانب مختلف مساله اشاره می شود.

۱)  آقای هاشمی به دلایل خاص خودشان دارای رای نسبتاً ثابتی هستند، من چند ماه قبل در یک تحلیل خودم نیز نوشته ام که آرای آقای هاشمی در طول ماه های آینده و تا روز انتخابات تغییر چندانی نخواهد کرد . زیرا آقای هاشمی جزو شناخته شده ترین افراد نزد مردم است و آحاد جامعه کمابیش نگرش مشخصی نسبت به وی دارند که این نگرش عمدتاً با جهت گیری مثبت یا منفی است و انتظاری نمی رود که در طول زمان کوتاه تغییری کند، و همانطور که نتایج نشان داد، جایگاه وی در طول ماه ها برحسب نظرسنجی های مختلف و معتبر کمابیش ۲۰ درصد بود که البته به دلایل تفاوت های مذکور فعلاً کاری ندارم . این - حول و حوش ۲۵ مشخصه بعد از این نیز وجود دارد، و آقای هاشمی نمی تواند تغییری در آن حاصل کند.

۲)  افزایش آرای آقای هاشمی مستلزم تحقق دو شرط است، اول این که مردم نسبت به احمدی نژاد نفرت پیدا کنند و او را خطری جدی برای جامعه بشمار آورند . و شرط دوم این که حاضر شوند برای خنثی کردن چنین خطری به آقای هاشمی که طبعاً مطابق رای مرحله اول مقبول آنان نیست رای دهند. بدون تردید این دو شرط محقق میشود، اما نه در ابعاد وسیعی که موجب افزایش چشمگیر و منجر به پیروزی در آرای آقای هاشمی شود . زیرا نگرش اول فقط در میان نخبگان فرهنگی و سیاسی رایج است و مردم درکی مشابه آنان از آقای احمدی نژاد ندارند و با توجه به فقدان پیشینه شناخته شده از وی، رواج چنین درکی نزد م ردم در فرصت کوتاه موجود عملاً غیرممکن است. اما شرط دوم نیز فراگیر نمی شود، زیرا برخلاف اهل سیاست و خردورزان که حاضرند علایق و احساسات خود را در برابر منطق دودوتا چهارتا نادیده بگیرند، از مردم عادی بسیار سخت است انتظار رای داد ن به کسی را داشت که او را دوست ندارند، و از بغض دیگری به او رای بدهند . زیرا کسانی که به آقای هاشمی در دور اول رای نداده اند، در حقیقت او را نفی کرده اند (در حالی که این مساله برای نامزدهای دیگر چنین نیست )، چون نسبت به او موضع منفی داشته اند، و برای رای دادن به وی در مرحله دوم باید موضع منفی تری نسبت به فرد رقیب وی پیدا کنند و همچنین حاضر شوند به کسی رای بدهند که دارای موضع منفی نسبت به او هستند، و این در نزد مردم عادی امری بعید است.

۳)  مشکلات آقای هاشمی با گروه های مختلف مردم کمابیش به قوت خود باقیست و امکان حل آنها با هدف کسب آرایشان کم است . آقای هاشمی نزد کردها، آذری ها و اعراب و حتی اصفهانی ها دارای مساله است به دلایل مختلف در حالی که آنان از این حیث نسبت به احمدی نژاد چندان حساسیتی ندارند، در نتیجه آقای هاشمی نمی تواند آرای آنان را از آن خود کند. نتایج مرحله اول معرف این مساله است.

۴) وضعیت احتمالی آرای مرحله دوم را می توان بصورت تحلیلی بدین صورت تقسیم بندی کرد: الف) تعدادی از افراد تحریم کننده وارد میدان شده و به آقای هاشمی رای می دهند، ولی به نظر نمی رسد آنها شامل تعداد قابل توجهی از تحریمی ها شو ند که کلیت نظام را قبول ندارند، بعلاوه بسیاری از تحریم کنندگان تصور نمی کنند که منافع خاصی از آنان در صورت حضور احمد ینژاد تهدید شود، فقط اهل فرهنگ و فعالیت های فکری است که خیلی حساس شده اند.  ب)  آرای آقای کروبی به احتمال زیاد بدین صورت خواهد بود که بخشی از آنان کنار میکشند، بخشی که احتمالاً کمتر است به آقای هاشمی منتقل می شود فراموش نکنیم که آقای کروبی موضع ضد هاشمی داشته است و بخش بیشتر آن برای احمدی نژاد است ج) را ی دهندگان به آقای قالیباف احتمالاً برعکس آرای آقای کروبی عمل خواهند کرد. د) آرای آقای معین احتمالاً عموماً به حساب آقای هاشمی واریز خواهد شد. ه)  آرای آقای لاریجانی عمدتاً به حساب آقای احمدی نژاد می ریزد و بخشی نیز ریزش خواهد داشت و بخشی نیز به حساب آقای هاشمی. و)  آرای آقای مهرعلیزاده نیز به دلیل قومی بودن عمده آرا، به احتمال زیاد مانند آرای آقای کروبی توزیع خواهد شد و سهم بیشتری به آقای احمدی نژاد خواهد رسید. ز) آرای مرحله اول آقای هاشمی احتمالاً به دلیل عدم شرکت اندکی ریزش خواهد داشت، در حالی که آرای احمدی نژاد با چنین مشکلی مواجه نخواهد بود، ضمن آن که تشکیلاتی تر هم خواهند شد. و در کنار این موارد، به احتمال زیاد اتفاقاتی که در مرحله اول به نفع آقای احمدی نژاد رخ داد در ابعاد وسیع تری تکرار خواهد شد و کسی را نیز یارای مقابله با آن نخواهد بود و سکو ت نسبی آقای هاشمی در این زمینه در دور اول زمین هساز تکرار است.

۵)  مشکل دیگری که گریبان آقای هاشمی را خواهد گرفت، مساله مناظره تلویزیونی است . اگر مناظره را نپذیرد یک شکست قاطع است، و اگر بپذیرد به دلایل مختلف از پس احمدی نژاد برنمی آید، زیرا طرفین دو بازی مختلفی را ارایه خواهند کرد، که احمدی نژاد نیازی به ادامه بازی مناظره به شکل مطلوب آقای هاشمی نخواهد داشت، در حالی که وی می تواند بطور مکرر آقای هاشمی را نقد کرده و در موضع دفاعی قرار دهد، بویژه آن که به موضوعات حساسی چون فساد اداری و فاصله طبقاتی و... اشاره کند که جذابیت های پوپولیستی دارد. البته پرداختن به مساله آمریکا و احتمال حمله آمریکا به ایران در صورت پیروزی احمدی نژاد از جمله مسایل مهمی است که ممکن است مردم را به نفع هاشمی به پای صندوق های رای بکشاند، اما مشکل اینجاست که آقای هاشمی شخصاً نمی تواند در مقابله با احمدی نژاد وارد این مساله شود، زیرا محدودیت های دیپلماتیک در اظهار نظرات، وی را در برابر احمد ی نژاد به شدت محدود و دست بسته خواهد کرد. ضمناً هرگونه مناظره ای در شرایط حاضر احتمالاً به معرفی آقای هاشمی به عنوان فردی ضعیف تر از آنچه که در اذهان مردم است و به عنوان نقطه قوتی در او محسوب می شد، منجر خواهد شد.

۶) آقای هاشمی تنها در صورتی پیروز میدان خواهد بود که خود یا اطرافیانش بتوانند خطر واقعی حضور احمدی نژاد را برای کشور از حیث آثار سوءاقتصادی و سیاسی بین المللی و فرهنگی نمایش دهند و آن را به جریانی فراگیر تبدیل کنند، که چنین کاری در شرایط حاضر و محدود یت زمانی تقریباً سخت و ناممکن می نماید، با این حال مشکلات اقتصادی، چالش در روابط ایران و غرب و بن بست جدی مذاکرات هسته ای و نیز تقویت احتمال حمله محدود نظامی آمریکا و وارد بن بست شدن کشور در تعامل با جهان خارج در کنار بسته شدن فضای سیاسی داخلی و احتمالاً خروج سرمایه و نیروی انسانی و موارد دیگر جملگی تبعات حضور احمدی نژاد است که فقط به لطف قیمت فعلی نفت می توانند بر بخشی از مشکلات ناشی از این حضور مرهم بگذارند . فشار در مساله هسته ای با حضور احمدی نژاد بیشتر خواهد شد، زیرا نزد افکار عمومی غرب حکومت ایران غیر مسئول تر جلوه گر می شود و این تصویر حق ایران را در دستیابی به انرژی هسته ای زایل می کند. با توجه به احتمال نه چندان قوی در ایجاد و شکل گیری جریان مذکور علیه آقای احمدی نژاد، فقط انصراف آقای هاشمی به نفع آقای کروبی احتمال تغییر جریان را فراهم می کند، زیرا در این صورت آرای آقای هاشمی، معین و آرای قومیت ها، بخش مهمی ا ز آرای مهرعلیزاده و قالیباف به نفع کروبی جمع خواهد شد، و آرای فعلی وی نیز نشان داد که برخلاف پی ش بین ی های اولیه آقای کروبی پتانسیل جذب را ی را دارد، ضمن این که وی تاحدودی می تواند شعارهای احمدی نژاد را خنثی کند و با تکیه بر طرح ۵۰ هزار تومانی خود اقشار طرفدار وی را جمع کند، ضمن این که با صراحت لهجه خود نیز می تواند در مواجهه با احمد ینژاد موثرتر عمل کند.

                                                                                           توکل بر خدا

                                                                                           ۱۳۸۴/۳/۳۰

 


نویسنده : امین امینی ساعت 10:41 قبل از ظهر تاریخ دوشنبه ششم تیر 1384
دسته بندی :

          لینک مطلب


 

 درست شنبۀ هفتۀ گذشته پس از شمارش آرا و اعلام نتایج مرحلۀ اول انتخابات با یکی از دوستان که مهمان بود به گفتگو نشسته بودیم و از نتایج بدست آمده اظهار شگفتی می کردیم.

 امّا اطمینان می داد که هاشمی پیروز میدان است. استدلال هم می آورد با استفاده از آمار و ارقام آرای حذف شدگان در دور نخست. می گفت این درست که مردم دل خوشی از هاشمی ندارند، اما بخاطر بغض احمدی نژاد هم که شده، هاشمی پیروز میدان است. حتی همۀ اعضای خانه را به شرط بندی طلبید و گفت حاضر است بر سر پیروزی هاشمی شرط  ببندد. هیچ کس حتّی طرفداران اندک احمدی نژاد در خانه حاضر نشدند با او شرط بندی کنند الّا یک نفر و آنهم نه از طرفداران احمدی.

 

من تنها کسی بودم که با او بر سر پیروزی احمدی شرط بستم.

 

امروز فهمیدم که شرط را بردم و  شاید تلخترین برد در طول زندگییم تا این لحظه باشد.

دیشب حول و حوش ساعت ۱۰ یعنی درست زمانی که بیش از یکساعت به پایان مهلت رأی گیری باقی مانده بود، دوستی از وزارت کشور تماس گرفت و از پیروزی احمدی خبر داد. آنهم با اختلاف ۲۰ درصدی. یعنی هاشمی تنها ۴۰ درصد آرا را به خود اختصاص داده بود. هیچ نپرسیدم که که الآن که شمارش آرا شروع نشده از کجا چنین با صراحت از پیروزی رقیب سخن می گوید. فقط در جوابش خندیدم، به خیال آنکه سربه سرم گذاشته است.

 

چند ساعتی است که مبهوت در حال بالا و پایین کردن سایتهای خبری ام. امّا افسوس٬ اینبار هیچ کدام نیستند که اخبار منتشره را تکذیب کنند.

 

نمی دانم کسانی که دیروز به دکتر معین رأی دادند، بیانیۀ او را دیدند یا نه؟ نمی دانم کسانی که انتخابشان کروبی بود، فریادهای او را شنیدند یا نه؟ نمی خواهم بدانم ۵ میلیون نفری که به قالیباف و مهرعلیزاده رأی دادند دیروز چه می کردند و برای چه کسی رأی به صندوق می انداختند؟

 

خیلی چیزهای دیگر را نمی دانم امّا همین قدر می دانم که رئیس جمهوری در ایران حتّی اگر ۲۰میلیون رأی هم داشته باشد، هیچگاه نمی تواند ادعا کند که آرای اکثریت را داراست. هیچگاه نمی تواند مدعی جلب توجه بیشتر مردم باشد.

 

دلم برای مظلومیّت خاتمی می سوزد ...

 

آن زمان که با ما سخن می گفت و از رفتن و گذاشتن میراثش فریاد می کرد هو کردیمش. آن هنگام که از او می خواستیم تا با تکیه بر آرای ۲۰ میلیونی ارتشی بسازد برای خرابی خانۀ آشوبگران و تمامیت خواهان، سر به زیر انداخت و در دل زمزمه ای کرد. آنروز هیچگاه نفهمیدیم که در دل چه گفت ولی امروز می توانیم درکش کنیم . می توانیم با گوش جان بشنویمش.

 

آنروز نمی دانستیم از کدام مردم سخن به زبان می آوریم. نمی دانستیم از مردمی دفاع می کنیم که به ریختن اشک تمساحی عنان از کف می دهند و با دست احساس می نویسند. نمی دانستیم سنگ مردمی را به سینه می زنیم که هیچگاه با ما و اصلاحات عقد اخوت نبسته اند. اگر اندکی هم تمایلی هم به آن دارند بواسطۀ احساس است و احساس . نمی دانستیم آنروز برای مردمی خود را به آب و آتش می زدیم که وقتی از آنها می خواستیم حداقل برای مقابله با فاشیسم و عوامفریبی به صحنۀ انتخابات بیایند و حضوری پر رنگ داشته باشند، خنده ای می کردند و از بازی حکومت دم می زدند که اینها برای بالا رفتن آرای هاشمی، احمدی نژاد را آورده اند. پس باید نشست ونظاره کرد. بازی را نگریست و دم نزد. گویی همه چیز را می دانند و این وسط فقط ماییم که فریب خوردۀ سیاست مدارانیم.

 

ای وای که این روزها چه سخت می گذرد...

 

هفتۀ پیش، نزد هر که می رفتم، سوار هر تاکسی که یا اتوبوسی می شدم از خطر به روی کار آمدن نظامیان، از خطر به کرسی نشستن تفکرات اقتدارگرایان و سرکوبگرایان دم میزدم. همین یک کار را هم فقط می توانستم انجام دهم که دادم. و چه بد مردمی داریم . همانها که تا روزهای گذشته با هم در صف اصلاحات سخن به زبان می راندیم و قلم می فرساییدیم دیروز من و امثال من را تنها گذاشتند. دست رد به سینه مان زدند. هشداری دادند که جزو اغوا شدگان سیاست زده نشویم.

 

امروز امّا از همه گله دارم. از همۀ آنهایی می توانستند کاری بکنند و نکردند.

از همۀ آنهایی که به خیال آنکه قدرت، ارثیۀ خانوادگیشان است تربیت نیروهای جوان و کارآمد را به بعد محول کردند، نیز طلبکارم.

 

و این تازه ابتدای راه است. ابتدای یک انتها ...

 


نویسنده : امین امینی ساعت 1:35 بعد از ظهر تاریخ شنبه چهارم تیر 1384
دسته بندی :

          لینک مطلب


 

 

 

چند هفته قبل از ۲۷ خرداد، محمود احمدی نژاد در جواب خبرنگاری که جریان اجماع اصولگرایان – را که تا آن روز به نتیجه نرسیده بود – را از وی جویا شده بود، گفت: بزودی در جبهه اصولگرایان اتفاقی می افتد که صدایش چون بمب همه جا را فرا خواهد گرفت.

 

تا اعلام نتایج انتخابات، همه فکری اعم از کناره گیری، اجماع و ... می کردیم جز اینکه محمود احمدی نژاد برنده دور اول انتخابات باشد.

 

احمدی نژاد از بمبی صحبت می کرد که بیش از هرکس، ۲ نامزد اصولگرای مغلوب در انتخابات را لرزاند. گویی احمدی تضمینهایی از هواداران نظامی جبهه اصولگرا دریافت کرده بود.

بی شک حساب رضایی از قالیباف و لاریجانی جداست. چرا که اگر هر کدام از دو نامزد راه یافته به دور دوم پیروز نهایی میدان انتخابات ریاست جمهوری ایران باشد، برای همکاری با رضایی چراغ سبز نشان خواهند داد. رضایی با تصمیمی که گرفت نشان داد که هنوز هم راه و روش نظامی، فراموشش نشده. هنوز هم می تواند از موقعیت های استراتژیک بخوبی به نفع عقبه خودی بهره برداری نماید. قالیباف و لاریجانی هم باید هر چه در چنته دارند خرج کنند تا هاشمی رفسنجانی منتخب نهایی مردم باشد، تا لااقل در دولت او بی نصیب نباشند.

 

نتیجه انتخابات ایران سوای هرگونه جهت گیری ها و انتقادات خاص از روند برگزاری آن نشان از آن داد که:

 

۱-     هنوز لابی نظامیان برای تغییرات اساسی و اعمال نفوذ در نتایج انتخابات، از جایگاه ویژه ای برخوردار است

۲-     مردم هنوز نتوانسته اند خود را با شعارهای اصلاح طلبانه همراه سازند یا لااقل در نگاه آنها طبقه روشنفکر و اصلاح طلب، در راستای مطالبات بحق مردم قدم بر نمی دارند.

 

گرچه هر شکستی متعاقبا پیروزی را به همراه دارد، اما هر پیروزی لازم و ملزومی هم دارد. این پیروزی باید مورد بررسی و تجزیه و تحلیل موشکافانه قرار بگیرد. بی شک اصلاح طلبان به ظاهر شکست خوردۀ انتخابات بودند اما متفکران و اندیشمندان اصلاحات باید بدور از هیاهوی موجود در انتخابات به ارزیابی گذشته و کردۀ خود خود بپردازند.

 

شاید امروز حسرت گذشته ای را بخوریم که سرمست از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری و اقبال عمومی  مردم به اصلاح طلبان در انتخابات مجلس ششم، پروژۀ حذف هاشمی را کلید زدیم، بی توجه به اینکه اگر هاشمی ر در جبهۀ خود نگاه می داشتیم و حتی او را به ریاست مجلس ششم بر می گزیدیم، امروز با هم از ثمره های درخت اصلاحات می چیدیم. شاید امروز حسرت گذشته ای را می خوریم که از تکثر کاندیداهای اصولگرا استفاده نبردیم و ما هم در جبهۀ خود بر سر داشتن نامزدی مستقل برای جذب آرای عمومی اجماع نکردیم.

 

امروز گرچه به این نتیجه رسیدیم که اصلاحات ثمرده و مؤثر بدون حضور امثال هاشمی و کروبی معنایی ندارد. ولی نباید از آن غافل باشیم که زمانبری اصلاحات امری غیر قابل انکار در ایران آینده است. اگر امروز تمامی گروههای اصلاح طلب به حمایت از هاشمی برخواسته اند، نباید این حمایتها از بغض احمدی نژاد و تنفر از تفکر یاران او باشد. بلکه باید از حب به هاشمی و توافقات با او و یارانش باشد. چرا که در پس چانه زنی های امثال اویند که می توان اصلاحات را تدارک کرد و استمرار آن را دوام بخشید.

 

 از کروبی هم نباید غافل شد. او یک تنه به جنگ تمامیت خواهان و اقتدارگرایان منادی نظارت استصوابی رفته است. او را باید در راهی که آغاز نموده است یاری نمود.


نویسنده : امین امینی ساعت 10:45 قبل از ظهر تاریخ چهارشنبه یکم تیر 1384
دسته بندی :

          لینک مطلب


 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت،

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد،

گلویم سوتکی باشد،


بدست کودکی گستاخ و بازیگوش،

و او،

یکریز و پی در پی،

دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد،

و خواب خفته گان خفته را آشفته تر سازد،

بدین سان بشکند در من،

سکوت مرگبارم را ...

 


نویسنده : امین امینی ساعت 10:37 قبل از ظهر تاریخ چهارشنبه یکم تیر 1384
دسته بندی :

          لینک مطلب